سالن زیبایی عطری
سالن زیبایی عطری : طنابهایی که مچهایش را بسته بود باز شدند و جورج آماده شد تا برای آزادی به دهانه توپ یا نقطه سرنیزه بزند. وقتی دنی متوجه شد که جورج نه تنها او را فریب داده است، بلکه او را از خودش نیز فریب داده است، این موضوع را در اختیار تخیل قرار داده است. جورج از کنت گریخت. رفیقی او را همراهی می کرد که نامش سهواً ثبت نشد.
رنگ مو : با این حال، او را مردی تیره، گرد، و تمام صورت، تنومند، با پاهای کمان، و به نظر میرسید که به سختی استفاده میشد و پایین نگه داشته شده بود، و در جهل و غیره توصیف میشد. استفاده سخت او را مجبور به فرار از ظلم شدیدش کرد. * * * * * ورود از دلاور، 1858. جان ویمز، نام مستعار جک هرینگ. اگرچه جک تنها بیست و سه سال سن داشت.
سالن زیبایی عطری
سالن زیبایی عطری : اما او طعم تلخ برده داری را کاملاً در زمان کندال بی. هرینگ، که یکی از اعضای کلیسای متدیست بود، چشیده بود، و به عقیده جک یک "مدعی صرف، و یک مرد متدین" بود. روحیه بسیار بد." جک فکر می کرد که به اندازه کافی برای این شاه ماهی بیهوده کار کرده است. وقتی یک پسر دوازده ساله بود، مادرش به جنوب...